بیایید یک آزمایش کوچک انجام دهیم. صفحه اصلی یا صفحه اصلی محصول یا خدمات خود را باز کنید و تعداد دفعات مراجعه به خود یا شرکت خود را بشمارید. شما به دنبال عباراتی هستید که شامل نام تجاری شما ، "ما" و "ما" در آنها باشد.
اکنون ، در همان صفحه ، تعداد دفعات مراجعه به مشتری و ار خود را حساب کنید. این عبارات به تدریج شامل "شما" و "شما" می شوند - جمله ای که مستقیماً با آنها صحبت می کند گویی که در روبروی شما نشسته اند.
احتمال این وجود دارد که شما خیلی زیاد در مورد خودتان صحبت کنید و در مورد چشم انداز خود تقریباً کافی نیستید. مردم کمتر به آنچه شما فکر می کنید یا ادعا می کنید محصول و خدمات شما می تواند انجام دهد اهمیت می دهند و بسیار بیشتر به آنچه که آن محصول یا خدمات می خواهد برای آنها انجام دهد اهمیت می دهند.
آن هندلی ، نویسنده کتاب همه می نویسند ، هنگام صحبت در مورد نوشتن برای صفحه اصلی خود ، این موضوع را به طور کامل توضیح می دهد:
"بخشی از درک مشتریان شما واقعاً دانستن انگیزه آنها است. وقتی می دانید این چیست ، می توانید ارتباط برقرار کنید که چگونه می توانید به آنها کمک کنید. شما می خواهید صفحه اصلی شما بگوید: ‘ما شما را می گیریم. و چه بیشتر ، شما اینجا هستید. ما چالش های شما ، ترس های شما ، درد شما ، امیدهای شما ، نیازهای شما را درک می کنیم. ما بارهای شما را به دوش می کشیم. ما پشت شما هستیم. ما یک پا به شما خواهیم داد. "
"هر كدام از استعاره ها را ترجیح می دهید ، عنوان اصلی صفحه شما باید آن ارزش مشتری محور را بیان كند. به یاد داشته باشید: ارزش شما كاری نیست كه انجام می دهید یا آنچه می ید ، بلكه آن كاری است كه برای مشتریان خود انجام می دهید. اما همه چیز است. "
4- شما هرگز خطاهای خود را قبول نمی کنید
حتی اگر می خواهید در مورد چشم اندازها و نیازهای آنها در صفحات وب خود بیشتر صحبت کنید ، این بدان معنا نیست که هرگز نباید در مورد خود صحبت کنید.
یک فرصت معمول از دست رفته سئو چیست برای مشاغل ، پرداختن به مشکلات یا مسائلی نیست که ار احتمالی هنگام انتخاب راه حل با آن روبرو خواهد شد.
بله ، من آن را گفتم. شما باید در مورد مشکلات محصول یا خدمات خود صحبت کنید.
همه شرکت ها فکر می کنند در کاری که انجام می دهند بهترین هستند. به جای اینکه فقط به مهارت خود بپردازید ، وقت خود را صرف غواصی در مناطق ضعف کنید.
چرا؟
زیرا ترس قرار است چیزی باشد که بتواند مانع شود.
با برطرف کردن نگرانی های مشتری ، به شما اعتماد به نفس بالقوه ای می بخشد و به از بین بردن ترس آنها کمک می کنید (یا حداقل به سوالات آنها پاسخ دهید).
من روز گذشته با مشتری صحبت می کردم که یک محصول نرم افزاری دارد. شخصی که به آنها ابراز نگرانی می کند ، نمایشی از محصول را مشاهده می کند و می بیند که رابط کاربری منسوخ شده است ، و باعث می شود وی باور داشته باشد که ویژگی های محصول نیز منسوخ شده است.
"خوب ، آیا ویژگی ها منسوخ شده اند؟" من پرسیدم.
"نه!" او جواب داد. "بخشی از نقشه راه 2020 ما به روزرسانی رابط است. ما هنوز به آن مرحله نرسیده ایم. "
توصیه من به او ساده بود: این را مستقیماً در وب سایت خود بگویید.
ار وقتی به نسخه نمایشی برسد س questionsالات کمتری خواهد داشت زیرا شرکت قبلاً به رابط کاربری منسوخ شده پرداخته است - و اینکه قبلاً به روز نشده است ، به معنای قدیمی بودن محصول نیست.
5. شما از ویدیو برای توضیح نسخه خود استفاده نمی کنید
به عنوان مدیر خدمات محتوا ، مطالعه به معنای واقعی کلمه بخشی از شغل من است. من خواندن را دوست دارم ، اما وقتی صحبت از وب سایت شما می شود ، متن نوشتاری نباید تنها چیزی باشد که مردم می بینند.
برای هدایت بیشتر پیام شما به خانه ، باید از ویدیو در کنار نسخه وب استفاده کنید.
فیلم های خاصی وجود دارد که توصیه می کنیم در وب سایت شما قرار بگیرند و مورد علاقه شخصی من فیلم های محصول یا خدمات است.
صفحات محصول یا خدمات شما برخی از پربازدیدترین صفحات وب سایت شما خواهند بود. یکی از ساده ترین راه ها برای تهیه اطلاعات مهم در مورد محصول یا خدمات خود بدون نوشتن یک صفحه وب جدید ، استفاده از ویدیوی محصول یا خدمات است.
شما می توانید راه حل خود را كاملاً توصیف كنید و به یك چشم انداز كمك كنید تا تشخیص دهد كه آیا مناسب آن است یا نه. این فیلم ها برای نیستند ، بلکه برای آموزش هستند.
مدیر استراتژی فیلم Zach Basner توضیح می دهد که چرا چنین فیلم هایی نباید داشته باشند.
"آنها باید فیلم های مفیدی باشند که پیشنهاد شما را به درستی توصیف می کنند و مصرف کننده شما را بهتر از هر کس آموزش می دهند. آنها می توانند در صفحات محصول یا خدمات و همچنین قبل یا در طی فرآیند شما استفاده شوند. "
شش عنصر وجود دارد که فیلم یا محصول شما باید شامل آنها باشد:
محصول یا خدمات شما چیست؟
چه کسی مناسب / مناسب نیست؟
چرا آنها به آن نیاز دارند؟
قیمت آن چند است؟
چه موقع باید آن را بخرند؟
چگونه آن را اری می کنند؟
می توانید در این شش عنصر عمیق تر فرو بروید.
در عین حال ، وقتی به فیلم های محصول یا خدمات خود فکر می کنید ، از این سوالات به عنوان نقطه شروع استفاده کنید. باید بتوانید به طور خلاصه به هر یک از این سالات پاسخ دهید ، بنابراین وقتی آماده تولید فیلم هستید ، نوشتن اسکریپت های شما راحت تر خواهد بود.
6. هیچ مدرکی وجود ندارد که سایر شرکت های واقعی از محصول یا خدمات شما استفاده کرده اند
صادقانه بگویم فکر نمی کنم در پنج سال گذشته چیزی بخرم بدون اینکه ابتدا نظرات را بخوانم. این که آیا این یک کتاب جدید برای پر کردن است و یا قرار ملاقات آینده مو
یکی از سختترین کارها برای صاحبان کسبوکارهای خانگی، رسیدن به میزان مطلوبی از در شروع کار است. این چالش با این واقعیت همراه است که بیشتر کارآفرینان مبتدی بازاریابهای زرنگی نیستند، برای همین ایدهی «» آنها را میترساند. با این که راهاندازی یک کسبوکار و موفقیت در آن، فرایندی زمانبر است، اما میتوانید یاد بگیرید که چگونه چشماندازتان را تعریف کنید تا بتوانید مشتریان احتمالیتان را به سمت هدایت کنید. از آنجایی که بیشتر افراد با اولین تماس از شما ی نخواهند کرد، پس شما به یک طرح جامع و پیشرفته نیاز دارید که بتوانید تا زمان آماده شدن مشتری برای ، با او در تماس باقی بمانید.
نکاتی که در این مقاله آمده به شما میگوید که چگونه مشتری پیدا کنیم.
چگونه مشتری پیدا کنیم
گام اول: بر روی بازار هدفتان تمرکز کنید
تمرکز بر روی بازار هدف - چگونه مشتری پیدا کنیم
کاملا روشن است که با بازاریابی و تبلیغ محصولتان به افرادی که هم خواهان آنچه شما ارائه میدهید هستند و هم قادر و مایل به پرداخت برای آن هستند، در وقت و پول خود صرفهجویی میکنید. ولی هنوز، بسیاری از صاحبان کسبوکارهای خانگی برای شناسایی بازار هدف خود وقت صرف نمیکنند. بلکه به جای آن، پیامهای بازاریابی خود را با بینظمی و بدون هدف در میان مردم پخش میکنند، که در بیشتر مواقع بینتیجه است. یک روش موثرتر و بهینهتر بازاریابی آن است که ابتدا ارانی که به احتمال زیاد مشتری محصول یا خدمت شما خواهند بود را تعریف کنید. آنها چند سال دارند؟ جنسیتشان چیست؟ پسزمینهی اجتماعی-اقتصادی آنها چیست؟ با در نظر گرفتن اینکه بازار شما برای چه کسی محصول تولید میکند، پیدا کردن آنها و انتقال پیامتان برای جلب نظرشان به بررسی کالا و خدمات، ساده تر خواهد بود. زمانی را صرف فهمیدن این مطلب کنید که بازار هدفتان چه کسانی هستند. بدین ترتیب زمان را برای پیدا کردن و به مشتریان اشتباهی هدر نخواهید داد.
حتما بخوانید: چطور از مهارت داستانگویی برای متقاعد کردن دیگران استفاده کنیم
گام دوم: فهرستی از مشتریان بالقوه تهیه کنید
فهرستی از مشتری های بالقوه- چگونه مشتری پیدا کنیم
شما نمیتوانید بدون داشتن لیستی از مهمانان، یک مهمانی ترتیب دهید و به همین ترتیب، بدون جمعآوری لیست مشتریان بالقوه هم نمیتوانید کسبوکار خود را شروع کرده یا اداره کنید.
کار کردن در حوزهی نفوذ خودتان شروع بسیار خوبی است، زیرا میتوانید سریعی داشته و معرفهایی پیدا کنید. اما منابع دیگری هم برای تهیهی لیست مشتریان بالقوه وجود دارند. در اینجا به چند مورد اشاره میکنیم:
مخاطبین شخصی: احتمال زیادی هست که دوستان و خانواده از شما چیزی بخرند، حتی اگر جزو بازار هدفتان نباشند یا شاید نیازی به محصول و خدمت شما نداشته باشند، اما کسانی را بشناسند که یا مایل به هستند یا به دیگران دربارهی محصول اطلاع میدهند.
مشتریان موجود: اگر در حال حاضر داشتهاید، با مشتریان فعلی خود تماس بگیرید تا ببینید به کالا یا خدمات بیشتری نیاز دارند یا نه. فروختن محصول به یک مشتری راضی، راحتتر از پیدا کردن یک مشتری جدید است.
پرسش از آشنایان: با دوستان، خانواده و مشتریان قبلیتان تماس بگیرید تا ببینید آیا کسانی را میشناسند که به کالا یا خدمات شما نیاز داشته باشند. معامله را با پیشنهاد مشوقهایی به خاطر داشتن معرف، شیرینتر کنید.
جستجوی اینترنتی: این روش برای مشاغل بنگاه به بنگاه (B2B) ایدهآل است. اگر مشتری ایدهآلی را میشناسید، میتوانید به صورت آنلاین دربارهی آنها جستجو کرده و مستقیما به آنها دسترسی پیدا کنید. با اینکه شما میتوانید این کار را به صورت آنلاین برای تمامی کسبوکارها انجام دهید، اما تاثیر آن به خصوص برای انجام تحقیقات محلی دربارهی کسبوکارهایی که مایل به کار با آنها هستید، بیشتر است.
نمایشگاههای تجاری یا صنایع دستی: شرکت در مناسبتها یا رویدادها راه بسیار خوبی برای ارتباط با کسبوکارهای دیگری است که متناسب با بازار شما (در B2B) هستند و یا از طریق نمایشگاه و محصول به مصرفکنندهی نهایی (B2C)، میتوانید مشتریان احتمالی و جدیدی پیدا کنید. حتی اگر ی نداشته باشید، مناسبتها به شما اجازه میدهند تا لیست مخاطبان خود را ایجاد کنید.
رویدادهای جامعهی مجازی: اگر کسبوکار شما بر های B2B متمرکز باشد، پیوستن به اتاق بازرگانی شهر و منطقهی خود را در نظر داشته باشید، چون در آنجا میتوانید با کسبوکارهای محلی دیگر ارتباط داشته باشید، در کارگاههای آموزشی شرکت کنید و غیره. گزینهی دیگر پیوستن به گروههای موجود در بازار هدف شما است. برای مثال، اگر بازار شما شامل مادران و بچههای آنها است، به گروههای «مادر و فرزند» بپیوندید.
شبکههای اجتماعی: بسیاری از کسبوکارهای خدماتی، شبکههای اجتماعی را یکی از بهترین مکانها برای تماس و ایجاد ارتباط با مشتریان بالقوه میدانند. آیا شما دنبالکنندههایی در شبکههای اجتماعی مانند توییتر، فیسبوک، یا لینکدین دارید؟ اگر آنها را با پستهای دائمی دربارهی اذیت نکنید، آنها مشتریان بالقوهی شما خواهند بود. بعلاوه، شما میتوانید با آنها تعامل داشته و صحبت کنید، و شناخت آنها نسبت به خود را افزایش داده و همچنین با آنها ارتباط داشته باشید.
یک لیست راهنمای تماس: اگرچه این کار هزینهی زیادی دارد و در اغلب مواقع نتایج کمی به همراه دارد، اما اگر در تنگنا قرار گرفتهاید، میتوانید یک لیست پستی، لیست ایمیل یا لیست تماس از مشتریان احتمالی که مناسب بازار هدف شما هستند (از نظر جمعیت، محل و غیره) اری کنید. یک جستجو در گوگل با عنوان «لیستهای پستی» یا «لیست ایمیل» انجام بدهید تا شرکتهای زیادی را در همین رابطه پیدا کنید.
حتما بخوانید: برترین جملات تبلیغاتی موثر که باعث افزایش میشود
گام سوم: تماس بگیرید
با مشتری های بالقوه تماس بگیرید- چگونه مشتری پیدا کنیم
هنگامی که یک لیست از مشتریان بالقوه تهیه کردید، زمان آن رسیده است که با آنها تماس بگیرید. در اینجا چند ایده داریم:
از طریق تلفن: این ایده بیشتر افراد را میترساند، اما اگر مکالمه را با پرسیدن این موضوع که به چه چیزی نیاز دارند شروع کنید و بعد محصول یا خدمات خود را به عنوان راهحل پیشنهاد کنید، نتایج بهتری به دست خواهید آورد. از یک متن مکالمهی روان و محاورهای برای معرفی محصول یا هدفتان از تماس استفاده کنید. به یاد داشته باشید که حرف زدن به معنای نیست. اگر فقط حرف بزنید، احتمال قانع کردن افرادی که به کالا یا خدمات شما نیاز دارند خیلی زیاد نخواهد بود. به هنگام سوال پرسیدن و پیشنهاد مزایای محصول یا خدماتتان سعی کنید تمرکز مکالمه را به سمت مشتری ببرید. مکالمه را با فراخوانی برای اقدام (CTA) به پایان برسانید، مثلا از آنها بخواهید برای یک مدت آزمایشی از آن استفاده کنند یا آدرس ایمیل یا محلشان را بپرسید تا اطلاعات تکمیلی را برایشان ارسال کنید. در نهایت، اگر فرد اظهار کند تمایلی به محصول ندارد، از او بپرسید آیا افرادی را میشناسد که احتمالا مشتری محصول باشند تا آنها را به شما معرفی کند.
ایمیل: با اینکه ایمیل به اندازهی مکالمهی مستقیم اثرگذار نیست، اما کمتر ترسناک به نظر میرسد و اغلب یک روش بسیار عالی برای معرفی شما است. ترفند کار این است که یک ایمیل سادهی نفرستید، بلکه چیز باارزشی را پیشنهاد کنید. یک توضیح مختصر دربارهی خودتان بدهید، سپس یک کوپن یا مقالهی رایگان دربارهی یک موضوع مرتبط ارائه دهید. حتما قوانین آنتیاسپم را بررسی کنید. به عنوان مثال، این قوانین شما را ملزم میکند برای تمام مخاطبان دکمهی لغو اشتراک را در دسترس قرار دهید.
به صورت حضوری: راههای زیادی برای ملاقات حضوری با مشتریان بالقوه وجود دارد. در B2B (ارتباط بنگاه به بنگاه)، شما میتوانید به بنگاه آنها بروید یا میتوانید با آنها تماس بگیرید و یک قرار ملاقات B2B یا B2C (ارتباط بنگاه و مصرفکنندهی نهایی) تعیین کنید. در بیشتر موارد، هنگامی که بیرون و در حال رفتن به خواروبار ی هستید یا در هواپیما نشستهاید، میتوانید با مشتریان احتمالی ملاقات کنید. برای حضوریِ موثر، بهتر است چند نکتهی کلیدی را به خاطر داشته باشید. اول اینکه، همه چیز را یکجا به آنها نگویید. در عوض، خواستهها و نیازهای آنها را شناسایی کرده و راهحلی متناسب با آن پیشنهاد کنید. همیشه اجناس ترغیب به (مواردی مانند کاتالوگ یا نمونهی محصول) را در دسترس داشته باشید تا به شما در این راه کمک کنند. اطمینان حاصل کنید و ملاقات را با یک فراخوان برای اقدام و تعهد برای پیگیری به پایان رسانید.
منبع:
متاسفانه باید بگویم کالا یا خدماتی که شرکت شما ارائه میدهد، مناسب همهی آدمهای دنیا نیست. خیلی از کسبوکارهای کوچک، کمپینهای تبلیغاتی هدفمندی ندارند؛ در حالی که مشخص کردن مخاطب هدف یکی از مزایای اولیهی تبلیغات آنلاین است.
در حقیقت، باید بر مبنای دادههایی که جمع میکنید، بتوانید مخاطب هدف را بهخوبی شناسایی کنید. با داشتن این اطلاعات و چیزهایی که از مشتریان فعلی خود میدانید، میتوانید با تبلیغات خوب، افرادی را که خصوصیات مشابهی با آنها دارند نیز مخاطب قرار دهید و بدین شکل مشتریان بیشتری جمع کنید.
مهم نیست تبلیغات شما آنلاین باشد یا نه؛ فقط باید اطمینان داشته باشید که متن و تصاویر تبلیغاتی، بازتابی از مشتریانی باشند که میخواهید با آنها کار کنید. این کلیدِ هدفگیریِ درست است.
۲. تبلیغات خود را ارزیابی و پیگیری کنید
خیلی از کسبوکارهای کوچک، اصلا نمیدانند آیا تبلیغاتشان نتیجه دارد یا نه. پلتفورمهای تبلیغات آنلاین مانند Google AdWords و فیسبوک، اطلاعات زیادی دربارهی تبلیغات شما در اختیارتان قرار میدهند و این به شما کمک میکند تا متوجه شوید آیا تبلیغاتتان اثری دارد یا نه. ولی این بدین معنی نیست که لازم نیست به شخصه تبلیغ خود را مورد بررسی و آزمایش قرار دهید، اما بدین معنی است که میتوانید برای قدمهای بعدی خود تصمیمات سریعتری اتخاذ کنید.
اگر تبلیغات شما آنلاین نیست، حتما ایمیل یا شماره تلفنی را برای شناخت بهتر اینکه کارها چطور پیش میرود اختصاص دهید. در ضمن مشتریان هم میتوانند از این طریق با شما در ارتباط باشند.
حتما بخوانید: ۳ اشتباه جبرانناپذیر در تبلیغات فیسبوکی
۳. بدانید که چه زمانی باید تبلیغ کنید
در نگاه اول، تبلیغ در تمام سال و اختصاص دادن بودجهی مشخصی به صورت ماهانه برای این کار به نظر عاقلانه میرسد. اما امکان ندارد بتوانید در تمام سال به یک شکل و با یک نوع استراتژی تبلیغ کنید. اگر محصولات شما فصلی هستند، باید در فصل مناسب تبلیغات را به بالاترین حد برسانید. بهتر است کمی زودتر از فصل شروع کنید و بعضی از روشهای تبلیغاتی را برای بعدا کنار بگذارید.
بسته به نوع کسبوکاری که دارید، شاید مثلا عید نوروز فصل خوبی برای محصول شما باشد. بهتر است همیشه پول بیشتری برای هزینهی تبلیغات در زمانهای اوج کنار بگذارید. در آخر، بهتر است همیشه حواستان به رقبا هم باشد. اگر بودجهی تبلیغات فصلی را از قبل کنار بگذارید، شاید حتی بتوانید از رقیبان هم پیشی بگیرید.
۴. خوب برندسازی کنید
برندی بسازید که در خاطر مخاطب بماند
آیا مشتریان میتوانند تبلیغ شما را برمبنای متن، تصاویر، انتخاب رنگ، لوگو یا حروف چاپی در یک نگاه تشخیص دهند؟ اگر این سؤال به نظرتان خندهدار میآید بهتر است نگاهی به کمپینهای تبلیغاتی برندهای مهم و معروف بیندازید. خیلی وقتها فقط با دیدن رنگ آنها میتوانید تشخیص دهید که به چه برندی تعلق دارند.
به مرور زمان، مشتریان طرح تبلیغ شما را شناسایی کرده و با آن ارتباط برقرار میکنند. شاید وسوسه شوید هر بار که تبلیغ جدیدی میسازید برند خود را تغییر دهید؛ اما این کار باعث گیج شدن مخاطبان شده و در بلند مدت تأثیر خود را از دست میدهد. هدف شما باید این باشد که برندتان را در مکانهای خاص و با تبلیغاتی که برای مخاطبِ هدف آشنا باشد نمایش دهید. در یک کلام، خوب برندسازی کنید و تصویر برند خود را تغییر ندهید تا مشتریان با شما ارتباط برقرار کرده و وفادار بمانند.
۵. از منابع خود به خوبی استفاده کنید
همه میدانیم که رتبهبندی در جستجوهای اینترنتی چقدر اهمیت دارد، اما شاید شما زمان و منابع کافی برای اینکه مطالب جدید و خلاقانه برای وبسایت خود تهیه کنید، نداشته باشید. در چنین مواقعی، بهترین فرصت است تا از خدماتی مانند Google AdWords و Bing Ads استفاده کنید تا بدون اینکه نیازی به بهینهسازی مطالب و کلمات کلیدی خود داشته باشید، در نتایج SERP در جایگاههای بالا ظاهر شوید. اگه بودجهی کافی برای تبلیغ دارید اما وقت برای تهیهی محتوا ندارید، میتوانید از این منابع استفاده کنید.
اگر بودجهی کمی را به تبلیغات اختصاص دادهاید، عاقلانه نیست که برای تبلیغات در مجلهای گرانقیمت هزینه کنید. یک کمپین در فیسبوک خیلی هوشمندانهتر است و میتوانید هزینهی روزانهتان را هم به این شکل کنترل کنید.
منابعی را که بهراحتی در دسترس دارید صادقانه مورد ارزیابی قرار دهید و از آنها در راه رشد کسبوکار خود استفاده کنید.
حتما بخوانید: ۱۰ نکته خیلی مهم برای موفقیت تبلیغات اینستاگرامی
۶. در مکانهای مناسب خودتان را به نمایش بگذارید
داشتنِ تصورات زیاد در مورد مشتریان هدف، خطرناک است. به عنوان مثال، اگر برنامهی رادیوییای است که از آن خوشتان میآید و تصور میکنید مشتریان شما هم آن را دوست دارند، عاقلانه نیست هزینهی زیادی صرف تبلیغات در برنامهی رادیویی کنید؛ زیرا هم گران است و هم ثابت شده چندان مؤثر نیست.
فرصتهای زیادی برای صرفهجویی در هزینهی تبلیغات وجود دارند. اگر در مکان نامناسبی تبلیغ کنید، پول خود را هدر میدهید. به جای این کار بهتر است مشتریان خود را بشناسید. سپس، آنها را مورد ارزیابی قرار دهید. به این فکر کنید دوست دارند در کدام سایتهای اینترنتی وقت بگذرانند، کجا میتوانید افراد دیگری شبیه به آنها پیدا کنید، چه کتابها یا مجلاتی میخوانند و به کدام برنامههای رادیویی یا پادکستها گوش میدهند. وقتی مشتریان خود را درست بشناسید، بهتر میتوانید آنها را به کسبوکار خود جذب کنید.
منبع:
درباره این سایت